ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
134
مجمع التواريخ ( فارسى )
بعضى احكام كه سابقا بحيز تحرير درآمده مثل معافى ماليات سه سالهء كل قلمرو ايران و آنچه اراضى موقوفات و غيره كه هر يك از امرا و سرداران بظلم و جور در تحت تصرف خود داشته باشند حكم شد كه از آنها عنفا مسترد نموده مالكان و متوليان را متصرف نمايند از اين جهات بعضى از اشرار و سركردگان كه مواجب واجبى خود را كان لم يكن پنداشته چشم بر مال ضعفا و عجزه گماشته بودند و مبلغهاى كلى هر يك جداگانه املاك زيردستان را متصرف بودند و نيز آنچه در دست رعايا باقى بود مبلغى بنام مال ديوانى بظلم و ستم مىگرفتند لهذا اين تقييدات بر آنها در باطنگران نموده سعى در انهدام دولت آن پادشاه با عدل و داد نمودند چنانچه با قربان قلى خان قرقلوى جزايرچى باشى حضور و بكندى بيك خان جارچى باشى قچرافشار و با فريدون خان نايب عبد اللّه خان قلز آقاسى و قاسم خان افشار جزايرچى باشى و كريم خان بربر قور يساول باشى و با على يار خان جولئى توپچى باشى جلو كه در اطراف دولتخانهء مباركه بود و منصور خان پسر چنداول « 1 » باشى كه بتدريج متفق شده بودند تا آن روز در انتهاز فرصت بوده بنابراين كه دروب دولتخانهء عليه بيد اقتدار و اختيار داران سرداران مذكور مىبود و فرقهء هميشه كشيك كه روز و شبى دوازده هزار كس مقرر بودند و محل بودن آنها در اطراف بيرون دولتخانهاى پادشاهى از قديم مقرر و معين است احدى از آنها در درون دولتخانه مدخلى نداشتند . بعد از تشريف بردن به مكان خلوت نمازخانه يوسف على خان نمك به حرام جماعت جلاير را از اسب فرود آورده بتدريج از دروازهها دو دو و پنج پنج كس داخل چهار باغ نموده با مردم اندرون كه متفق بودند مع شده دروازهها را مسدود نموده جزاير - چيان و غلامان را به اطراف و جوانب بام و جدار فرستاده خود با جمعى ديگر از سرداران مزبور آمده بارادهء شاه اندازى على الغفله از پشت درها و پردهها با شمشيرهاى آخته بر سر آن حضرت ريختند به نحوى كه مجال حركت كردن احدى نشد ، چون از
--> ( 1 ) - چند اول ضد هر اول و بمعنى قسمت محافظ عقب سياه است .